وقتی یک جامعه درد را با هم تجربه میکند
در روزها و شرایطی که جامعه با فقدان عزیزان و از دست رفتن جانهای ارزشمند روبهرو شده است، اندوه و درد، تجربهای مشترک میان بسیاری از ماست. از دست دادن انسانها، حتی اگر بهطور مستقیم در زندگی ما حضور نداشته باشند، میتواند احساس غم، شوک، بیثباتی و ناامنی عمیقی را در روان فرد و جامعه ایجاد کند. کلینیک روانشناسی آفتابگردان ضمن ابراز همدردی صمیمانه با خانوادههای داغدار و همه افرادی که درگیر این فقدان جمعی هستند، بر اهمیت توجه به سلامت روان در چنین روزهایی تأکید دارد.
ترومای جمعی و سوگ جمعی؛ وقتی یک جامعه درد را با هم تجربه میکند
ترومای جمعی به وضعیتی گفته میشود که در آن یک حادثه بزرگ مانند جنگ، بلایای طبیعی، حوادث مرگبار یا فجایع اجتماعی، نه فقط یک فرد بلکه بخش بزرگی از جامعه را بهطور همزمان تحت تأثیر قرار میدهد. در چنین شرایطی، احساساتی مانند ترس، خشم، اندوه، بیحسی هیجانی و ناامنی به شکل گسترده در جامعه دیده میشود. سوگ جمعی نیز زمانی رخ میدهد که افراد یک جامعه، فقدان و اندوه مشترکی را تجربه میکنند؛ حتی اگر بهطور مستقیم قربانی حادثه نبوده باشند.
در ترومای جمعی، سیستم عصبی افراد در حالت آمادهباش مزمن قرار میگیرد و این موضوع میتواند باعث اختلال در خواب، تمرکز، روابط بینفردی و سلامت روان شود. بسیاری از افراد احساس میکنند «حالشان بد است اما دلیل مشخصی ندارد»؛ در حالی که این واکنشها کاملاً طبیعی هستند.
نشانههای ترومای جمعی
ترومای جمعی میتواند خود را در قالب نشانههای روانی، هیجانی، جسمانی و رفتاری نشان دهد. بسیاری از این علائم ممکن است برای افراد ناآشنا نگرانکننده باشد، اما در بستر یک تجربه غیرطبیعی، واکنشهایی طبیعی محسوب میشوند.
از شایعترین نشانههای ترومای جمعی میتوان به اضطراب مداوم، احساس ناامنی، گوشبهزنگ بودن بیش از حد، تحریکپذیری، خشم ناگهانی و بیقراری اشاره کرد. برخی افراد دچار بیحسی هیجانی میشوند؛ یعنی نه غم را کامل حس میکنند و نه شادی را. اختلال خواب، کابوس، مرور مکرر تصاویر یا اخبار حادثه و کاهش تمرکز نیز بسیار رایج است.
ترومای جمعی میتواند اثرات جسمانی هم داشته باشد؛ مانند سردرد، مشکلات گوارشی، تپش قلب، خستگی مزمن و دردهای بدون علت پزشکی مشخص. در سطح رفتاری، کنارهگیری اجتماعی، کاهش انگیزه، افزایش مصرف شبکههای اجتماعی یا برعکس اجتناب کامل از اخبار دیده میشود.
بهترین کلینیک روانشناسی در حوزه درمان اضطراب
تماس : ۷۷۱۸۶۸۴۱–۰۲۱ __ ۰۹۳۰۱۹۳۹۲۵۴
مشاوره آنلاین در پیام رسانهای در دسترس : ۰۹۱۲۴۴۳۶۰۳۵
نشانههای سوگ جمعی
سوگ جمعی معمولاً با احساس اندوه عمیق، غم ماندگار و حس فقدان همراه است؛ حتی در افرادی که بهطور مستقیم عزیزی را از دست ندادهاند. احساس خالی شدن، پوچی، بغضهای ناگهانی، گریههای بدون دلیل مشخص و افت انرژی از نشانههای رایج سوگ جمعی است.
برخی افراد ممکن است دچار احساس گناه شوند؛ مانند «من زندهام ولی دیگران نه» یا «کاری از دستم برنیامد». اختلال در خواب و اشتها، کاهش علاقه به فعالیتهای روزمره و کند شدن روند فکری نیز در سوگ جمعی شایع است.
در کودکان، سوگ جمعی ممکن است به شکل تغییر رفتار، شبادراری، وابستگی شدید، پرخاشگری یا افت تحصیلی بروز کند. در بزرگسالان نیز ممکن است تحمل هیجانی کاهش پیدا کند و واکنشها شدیدتر از حد معمول شوند.
واکنش مغز، روان و جسم در ترومای جمعی و سوگ جمعی
در مواجهه با ترومای جمعی و سوگ گسترده، مغز انسان وارد حالت «بقا» میشود. در این وضعیت، بخشهایی از مغز که مسئول پردازش منطقی و تصمیمگیری هستند، بهطور موقت کارکرد کمتری پیدا میکنند و بخشهای هیجانی و هشداردهنده فعالتر میشوند.
آمیگدالا یا مرکز تشخیص خطر در مغز، بیشفعال میشود و دائماً پیام «تهدید» ارسال میکند. به همین دلیل افراد ممکن است احساس ترس مداوم، گوشبهزنگ بودن، اضطراب یا تحریکپذیری داشته باشند. همزمان، فعالیت قشر پیشپیشانی که مسئول تفکر منطقی، تنظیم هیجان و کنترل تکانههاست کاهش مییابد؛ در نتیجه تمرکز کم میشود و تصمیمگیری سختتر از حالت عادی خواهد بود.
در شرایط تروما، ارتباط هماهنگ بین دو نیمکره مغز نیز دچار اختلال میشود. نیمکره راست که بیشتر با احساسات، تصاویر و تجربههای بدنی درگیر است، فعالتر میشود، در حالی که نیمکره چپ که مسئول زبان و معنا دادن به تجربههاست، کمتر فعال میماند. به همین دلیل بسیاری از افراد «حس بد» دارند اما نمیتوانند آن را بهراحتی توضیح دهند. اگر احساسات در این مرحله بیان و به کلام تبدیل نشوند، فشار آنها بهصورت علائم جسمانی بروز میکند.
واکنش روان در برابر تروما و سوگ
از نظر روانشناختی، فرد ممکن است بین احساسات مختلف در نوسان باشد؛ از غم و خشم گرفته تا بیحسی و کرختی. این نوسانها نشانه ضعف نیستند، بلکه تلاش روان برای سازگاری با یک وضعیت غیرقابلپیشبینی است. مکانیسمهایی مانند انکار، اجتناب، یا بیحسی هیجانی در کوتاهمدت نقش محافظتی دارند، اما اگر طولانی شوند میتوانند مانع ترمیم روانی شوند.
واکنش جسم؛ وقتی بدن بار روان را حمل میکند
بدن در شرایط ترومای جمعی و سوگ، تحت تأثیر فعال شدن مداوم سیستم استرس قرار میگیرد. ترشح طولانیمدت هورمونهایی مانند کورتیزول میتواند باعث اختلال خواب، ضعف سیستم ایمنی، مشکلات گوارشی، دردهای عضلانی، تپش قلب و خستگی مزمن شود. بسیاری از افراد در این دوره به پزشک مراجعه میکنند اما علت جسمانی مشخصی پیدا نمیشود؛ زیرا ریشه علائم، روانتنی است.
اهمیت ارتباط با مشاور یا روانشناس برای پیشگیری
در شرایط ترومای جمعی و سوگ گسترده، بسیاری از افراد تصور میکنند باید «صبر کنند تا حالشان بهتر شود»، در حالی که یکی از مهمترین راههای پیشگیری از عمیقتر شدن آسیبهای روانی، برقراری ارتباط زودهنگام با مشاور یا روانشناس است. دریافت حمایت تخصصی فقط برای زمانی نیست که علائم شدید شدهاند؛ بلکه اقدامی آگاهانه برای محافظت از سلامت روان محسوب میشود.
گفتوگو با روانشناس به فرد کمک میکند احساسات خود را بشناسد، آنها را به کلام تبدیل کند و از انباشته شدن هیجانات در بدن جلوگیری نماید. این فرآیند باعث میشود مغز از حالت هشدار و بقا خارج شود و سیستم عصبی بهتدریج به تعادل بازگردد. همچنین، روانشناس میتواند نشانههایی را که ممکن است فرد آنها را عادی تلقی کند، بهدرستی ارزیابی کرده و از مزمن شدن سوگ یا تبدیل تروما به اختلالات اضطرابی و افسردگی پیشگیری کند.
در کلینیک روانشناسی آفتابگردان ارتباط مستمر و ایمن با مشاوران متخصص، فرصتی فراهم میکند تا افراد در فضایی همدلانه و علمی، مسیر عبور سالم از بحران، سوگ و فشارهای روانی جمعی را طی کنند. پیشگیری در سلامت روان، یعنی رسیدگی به خود پیش از آنکه فرسودگی روان و جسم شکل بگیرد.
نویسنده: رویا قجر عضدانلو ( کارشناس ارشد روانشناسی بالینی)









دیدگاه خود را ثبت کنید
تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید ؟در گفتگو ها شرکت کنید!